الان همدوستای خوبم سلام گفتم عرض ادبی بکنم
با تشکر از محبت شما دوستای گلم
سنگ صبور
الان همدوستای خوبم سلام گفتم عرض ادبی بکنم
با تشکر از محبت شما دوستای گلم
نامه را اهسته بگشا دل در ان پيچيده است
نام تو را اورده ام دارم عبادت ميكنم
گرد نگاهت گشته ام دارم زيارت ميكنم
دستت به دست ديگري از اين گذشته كار من
اما نميدانم چرا دارم حسادت ميكنم
گفتم دلم را بعد از اين دست كسي ديگر دهم
شايد كه با خود گفته اي دارم اطاعت ميكنم
رفتم كنار پنجره ديدم تو را با....... بگذريم
چيزي نديدم اين چنين دارم رعايت ميكنم
من عاشق چشم توام تو مال ديگري
دارم به تقدير خودم چنديست عادت ميكنم
تو التماس ميكني جوري فراموشت كنم
با التماس اما تو را به خانه دعوت ميكنم
گفتي محبت كن بروباشد خدا حافظ
ولي رفتم كه تو باور كني دارم محبت ميكنم
نميخواهم به جز من دوست دار ديگري باشي
براي لحظه اي حتي به فكر ديگري باشي
نميخواهم صفاي خنده ات بر ديگري افتد
نميخواهم كسي نامش به لبهاي تو بنشيند
نميخواهم كه نقش چهره ات بر خاطري ماند
نميخواهم نگاهي به نگاه پاكت اويزد
نميخواهم به غير از من بگيرد دست تو دستي
نميخواهم كسي يارت شود در ملاه اين هستي
نميخواهم ميان ما جدايي سايه اندازد
خيال ديگري بنياد عشق ما بر اندازد
نميخواهم
نميخواهم به جز من يار كسي باشي
گل نازم
نميخواهم به سوي افتاب ديگري باشي
زندگی کتابیاست پر ماجرا هیچ وقت ان را به خاطر یک ورقش دور نینداز
زندگی باور نکن که باورت کنم
تقدیم به خودم و زندگی تنهای خودم
میلاد یگانه منجی عالم بشریت حضرت مهدی (عج)بر عاشقان مبارک
من تا بعد از امتحانات ترمم در خدمتتون نیستم
ولی شما منو فراموش نکنید
لطفا به این ادرس سر بزنید بعد هم رای و
نظر بدین
http://chemical-eng-uut.blogfa.com/
پسر نگاهي به دختر کرد و گفت
حالا که کنار ساحل هستيم بيا يه
ارزوي
قشنگ بکنيم دختر با بي ميلي قبول کرد
پسر چشماشو بست و گفت
کاشکي تا آخر دنيا عاشق هم بمونيم ...
بعد به دختر گفت حالا تو آرزوتو بگو
دختر چشماشو بست و خيلي بي تفاوت گفت
کاشکي همين الان دنيا تموم بشه ...
وقتي چشماشو باز كرد پسر رو نديد فقط چند تا حباب روي اب ديد
علي اي شاه مردان دردم دوا كن
امشب شب تولد امام علي (ع)است يعني روز پدر اولا اين
روز
رو به پدرم تبريك ميگم
ولي حيف كه امسال ديگر پدر بزگي برايم باقي نماند كه
بهش
تبريك بگم
درست چهلم پدر بزرگم با روز پدر يكي شده
امشب وقتي از سر كار اومدم ديدم مامانم گريه كرده وقتي
موضوع رو پرسيدم فهميدم به خواطر پدرش بوده كه دلش
براش
تنگ شده
هنوز به نبود پدرم فكر نكردم ولي دلم براي كسايي
ميسوزه كه
پدر ندارن
يكيش هم هم كلاسيم كه مثل برادرم دوستش دارم ولي
متاسفانه
پدر نداره و يكي ديگه از هم كلاسيهام كه تازه چند روزي
هست
كه پدرش رو از دست داده
خدايا اونا امشب چي ميكشن
يا علي به بزرگيت قسم به همشون صبر بده